دوشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ ه‍.ش.

کلاغ نجاست خوار یا طرفدار خاتمی!؟


متن زیر بخشی از یادداشت یکی از یاران آقای خاتمی است که البته همشیره مکرمه ایشان هم توفیق پیدا کرده اند و عروس مقام عظمای ولایت شده اند . خیلی خیلی متأسفم که ناچارم علیرغم میل باطنی ، لحظاتی نجابت را کنار بگذارم وداستانی را تعریف کنم . اگر کسانی فکر می کنند لحن من تند است به این فرد که مفتخر است حلقه وصل رهبر و آقای خاتمی است تذکر دهند و به او بگویند که او واربابانش کوچک تر از آن هستند که تحریم کنندگان انتخابات را اینگونه مورد اهانت قرار دهند .می گویند کلاغی ، صبح ناشتا مشغول خوردن نجاست بود . کسی به او رسید و گفت این چه کاری است که می کنی . کلاغ گفت : « مگر نشنیده ای که لقمة الصباح مسمار البدن »؟( معناي تحت ا للفظي اين جمله آنست كه صبحانه مانند ميخ - مایه استخکام وقوت ـ براي بدن است ) آن فرد در جواب گفت : « نجاست خوردنت کم است برای توجیه آن ، حدیث هم ، جعل می کنی؟»اقایان برای آنکه یک کار عجیب و سؤال برانگیز را توجیه کنند چه نجاست خواری ها می کنند! ازعقلای آن طرفی خواهش می کنم پرونده این موضوع را ببندند و بیش از این با توهین به کسانی که کار آقای خاتمی را قبول ندارند ، باعث نشوند که رسوایی نظام در برگزاری انتخابات و بی رونقی نمایش انتخاباتی ، تحت الشعاع ، قرار بگیرد . آقای خاتمی ، توجیهات خود را ارائه کرده و کسانی که بخواهند آن را بپذیرند همان را خواهند پذیرفت اما توضیحات بی ادبانه برادر عروس مقام عظمی ، بیش از آنکه به اقای خاتمی کمک کند به زیان او خواهد بود . حالا متن را بخوانید «پرسش بزرگ اینجاست چه کسانی از تحریم انتخابات سخن گفتند؟ دو دسته و گروه در این فضای آلوده نقش عمده داشتند: نخست معارضان و دلبستگان و وابستگان که خارج از کشورکه قربانی توهم خویش شده‌اند و همه عظمت احاد عظیم مردم را در حلقه بسته خویش می‌پندارند و ابزار دست کینه‌ورزان و بدخواهان و بدپنداران شده‌اند و از احساسات و عاطفه‌شان به بدترین وجه آن سوء استفاده می‌شود و آن کسان که قربانی دام سرویس‌های اطلاعاتی شده‌اند و هم اینک سخن از زوال و پایان جمهوری اسلامی می‌گویند و تمام هم و غم ایشان براندازی است و دسته دگر تندروهای داخلی هستند که تاب تحمل دیگران و احترام به فکر و اندیشه دیگران را ندارند. آنها همه چیز و همه کس را به صورت انتزاعی در بادی نظرات بسته خود می‌بینند و همواره حلقه قدرت و دوستـــــــان خود را بسته‌تر می-‌کنند و و قصدشان این است که انقلاب و جمهوری اسلامی ایـــــــــــــران را از وجود تکثر آراء و اندیشه‌ها بی‌بهره می سازند.»

چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ ه‍.ش.

پاسخ متفاوت به رجزخوانی

ازبیست و پنجم خرداد هشتادو هشت که قدرت نمایی تاریخی حامیان جنبش سبز، آتش خشم  و کینه را در دل سران حکومت شعله ور ساخت و آنان را نسبت به تداوم حکومت لرزان خویش دچارتردید ساخت روند تصمیم گی 

چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۰ ه‍.ش.

دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ ه‍.ش.

در مورد تجاوز در زندان های ولی فقیه

مهدی محمودیان ، نامی است که در تاریخ جاودانه خواهد ماند زیرا او با پذیرش خطر ، یکی از بزرگ ترین رسوایی ها در حکومت ایران را افشا کرد ؛همان حکومتی که به ناحق خود را پیاده کننده انحصاری دین خدا بر روی کُره خاکی می داند. پس از خواندن افشاگری های محمودیان ، دردی سنگین در قلب خود احساس کردم و باردیگر همچون زمانی که کروبی شجاع ، جنایات مأموران قلابی امام زمان در حق زندانیان سیاسی را علنی نمود گریستم . در عین حال تصمیم گرفتم موضوعی که خودم از زبان یکی از دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی شنیدم را بازگو کنم و با کسانی که هنوز فریب این حاکمیت فریب کار و دروغ پرداز را می خورند اتمام حجت وجدانی نمایم. .بعید می دانم آقای جولایی اینقدر بی دین ودنیاپرست شده باشد که سخنان نقل شده از خودش را تکذیب کند اما اگر تکذیب کرد نام افراد دیگری که در آن جلسه حضور داشتند و نشانه های دفتر کار او که در همان جا این مسائل مطرح شد را نیز اعلام خواهم کرد. اظهارات من در این مورد را دراینجا ببینید


چهارشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۰ ه‍.ش.

نمک پراکنی آیت اله مکارم شیرازی


سایت های خبری وابسته به حکومت ایران ، دیروز سخنان آیت آله مکارم شیرازی بر علیه شیخ یوسف قرضاوی را منتشر نموده اند. ظاهراً این رروحانی اهل سنت ، در تبعیت از اظهار نگرانی برخی دولت های منطقه نسبت به دخالت ایران در تحولات بحرین ، خواستار برخورد با تحرکات شیعیان مظلوم آن کشور شده است . به گزارش خبرگزاری های دولتی ایران، آیت اله مکارم شیرازی در این مورد گفته است این شخص- شیخ قرضاوی - اخیراً درباره شیعیان بحرین و قیام ملت بحرین سخنانی گفته که زیبنده یک عالم دینی نیست، او گفته است ما نسبت به این‌ها علاقه‌ای نداریم و سرکوب شوند. آیا یک عالم روشن دینی می‌توان چنین حرفی بزند، معنای این سخن آقای قرضاوی این است که ما در میان مسلمانان تبعیض قائل شویم؛ قرضاوی در مصر از قیام طرفداری می‌کند، در لیبی از جنگ؛ اما وقتی نوبت به بحرین می‌رسد از دیکتاتوری حمایت می‌کند،‌ آیا این یک بام و دو هوا برای یک عالم دینی درست است؟» البته اگر شیخ قرضاوی واقعا چنین حرف هایی زده باشد مستحق ملامت است زیرا مردم مظلوم بحرین هم ، از همان حقوقی برخوردارند که انسان های آزادیخواه در سراسر جهان به دنبال آن هستند، اما بهتر بود این اعتراض توسط فردی غیر از آیت اله مکارم شیرازی بیان می شد . زیرا نام این روحانی ایرانی و بسیاری از همفکران او ، به عنوان کسانی که در برابر جنایات دولت ایران نسبت به هموطنان خود سکوت کرده اند در تاریخ ثبت خواهد شد . همین امروز هم بسیاری از ایرانیان ، در خصوص کار امدی نهاد مرجعیت برای مقابله با ظلم وتجاوز ، دچار تردید شده اند . زیرا آنها در برابر سرکوب علنی تظاهرات هموطنان خودشان توسط دولت کودتایی ایران سکوت کرده اند . همچنین ، هیچکس باور نخواهد کرد که امثال آیت اله مکارم ، دلسوز واقعی مسلمانان درسایر کشورها هستند . دولت جمهوری اسلامی هم اکنون با اعطای بعضی امتیازات اقتصادی به فرزندان آیت اله مکارم ، در واقع این روحانی شیعی را تحت الحمایه خود قرار داده و متقابلا از ای امتیاز بر خوردار شده که ایت اله مکارم و بسیاری از هم کیشان او در برابر گسترش روزافزون باج دهی های دولت ایران به چین وروسیه علیرغم کشتار گسترده مسلمانان در ترکستان شرقی ( چین) و چچن ( روسیه ) سکوت اختیار کرده و می کنند. دوسال قبل در چنین ایامی ، عده ای از شیعیان در منطقه « پاراچنار» پاکستان ، توسط سیستم اطلاعاتی آن کشور به خاک وخون کشیده شدند . در همان زمان آیت اله صافی گلپایگانی به صراحت اعلام کرد که « وضعیت پاراچنار به مراتب بدتر از غزه است » اما دولت جمهوری اسلامی که مشغول زد وبند با سیستم امنیتی آن کشور بود کوچک ترین گامی در این مورد بر نداشت وآیت اله مکارم هم ترجیح داد از هرگونه اظهار نظری در مورد شیعیان « پاراچنار » خودداری کند . لابد او برای این سکوت خود دلیل موجهی داشته است مثلاً اینکه شیعیان پاکستان ، امکان اعطای هیچگونه امتیاز اقتصادی به فرزندان و وابستگان آقای مکارم ندارند اما دولتِ دست ودلباز احمدی نژاد ، در کنار باج دهی های فراوان خارجی ، می تواند لقمه ای هم در برابر بعضی اقازاده های بی خاصیت بیندازد! آقای مکارم در یک سال اخیر ، خاطره بسیار بدی از خود در ذهن گروهی از ایرانیان بر جای گذاشته است :سکوت او در برابر ضرب وشتم تظاهر کنندگان ایرانی، بی عملیِ شرم آور در برابر کسانی که فرزندان مظلوم ایرانی را در شکنجه گاههای کهریزک و اوین به قتل رساندند و همراهی ننگ آلود با حکومتی که موسوی و کروبی را تنها به خاطر دفاع از مردم حقوق مسلم مردم ایران ، زندانی نموده است نکاتی است که صلاحیت اقای مکارم را برای اعتراض به شیخ قرضاوی از بین می برد . مکارم شیرازی همین امروز هم که شیخ قرضاوی رابه پیروی از سیاست یک بام و دو هوا در مواجهه با تحرکات مردم بحرین - در مقایسه با تظاهرات مردم مصر و لیبی - متهم می کند حاضر نیست یک کلام در خصوص کشتار مردم سوریه به دست بعثی های حاکم بر آن کشور اظهار نظر نماید ! پس بسیاری از ایرانیان حق خواهند داشت ادعای دلسوزی او برای مسلمانان بحرین را تنها یک « نمک پراکنی » برای به دست آوردن دل ولی فقیه و دولت تحمیلی او در ایران بدانند.


شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۹ ه‍.ش.

چهارشنبه شب با کروبی ( گزارش مهم وتفصیلی مجتبی واحدی از دیدار تقی کروبی با پدر ومادرش )


در موردجزئیات دیدار اخیر اقای دکتر محمد تقی کروبی با شیخ شجاع و همسرش ، چند مصاحبه با رسانه ها داشتم که به علاقمندان اقای کروبی توصیه می کنم به فایل صوتی یکی از آنهامراجعه کنند تا اطلاعات نسبتاً‌ کاملی به دست بیاورند. اما چون متن پیاده شده که به صورت مکتوب برروی سایت این رسانه ها قرار گرفته ، با سلیقه خبرنگاران وبه صورت خیلی مختصر می باشد به دوستان توصیه می کنم یا فایل صوتی را بشنوند یا متن زیر را که خودم از آن مصاحبه ها استخراج کرده ام بخوانند

یک - نخستین و مشاید مهم ترین نکته در مورد دیدار با آقا وخانم کروبی که در تمام مصاحبه هایم به آن اشاره کرده ام آنست که لازم است یک گروه داخلی یا خارجی که تحت فشار و تهدید حاکمیت نیست با این دو زندانی سرفراز دیدار و گزارش آن را به اطلاع مردم برساند . ملاقات این گروه -که حتماً بایستی یک پزشک مورد اعتماد خانوداه که حاکمیت امکان تهدید اورا ندارد همراه ایشان باشد -

می تواند دلیل کاهش وزن قابل توجه خانم کروبی و مشکلات احتمالی که برای اقای کروبی ایجاد شده واو از نقل آنها خودداری نموده است را مشخص نماید .

دو - ملاقات اخیر در منزل مسکونی اقای کروبی انجام شده است . اما هیچکس به دقت نمی داند در چهار هفته گذشته و پس از تبدیل حصر خانگی اقای کروبی به بازداشت تمام عیار ، ایشان وهمسرشان در چه مکان هایی نگهداری می شده اند . اقای دکتر کروبی هم تا چند دقیقه قبل از ملاقات نمی دانسته که در چه زمان و مکانی با پدر و مادرش ملاقات خواهد کرد . حتی ابتدا او را به نقطه دیگری دعوت کرده اند وسپس راهی منزل آقای کروبی شده اند . در عین حال همانطور که در سه هفته گذشته بارها در رسانه های گوناگون گفته ام محل بازداشت اقایان موسوی و کروبی و همسرانشان ، یک بحث ثانویه است وموضوع اصلی آنست که این چهار عزیز به صورت غیر قانونی و حتی بدون صدور حکم از سوی محاکم فرمایشی بعد از انتخابات ، زندانی شده اند و هیچکس در دستگاه عریض و طویل حاکمیت ، جرئت ندارد مسئولیت این بازداشت را بپذیرد

سه - از سه هفته پیش تابه حال حداقل در چند مصاحبه گفته ام که زندانی کردن آقای کروبی و همسرش در منزل خودشان ، دو جُرم بزرگ به سایر جنایات حاکمیت می افزاید . نخست آنکه منزل یک شهروند را به صورت کامل تصرف و آن رابه یک زندان تمام عیار تبدیل کرده اند تا دو شهروند بیگناه رابدون در دست داشتن حکم قانونی ، زندانی نمایند . دومین جُرم حاکمیت ، تبدیل این منزل به یک سیاهچال و ایجاد شرایط غیر انسانی در آنست به طوری که در تمام چهار هفته گذشته جز یک شب ، حتی نور یک شمع از این خانه خارج نشده است . آنطور که از ملاقات اخیر هم نقل شده ، مشاهدات اقای دکترتقی کروبی ازداخل منزل ، نشان می دهد حمله کنندگان به منزل ، روی مغول را سفید کرده اند ومنزل اشغالی خانواده کروبی در حال حاضر از سیاهچال هم بدتر است .

چهار - اشتهای کودتاگران برای انتقام گرفتن از کروبی و کینه عمیق آنها از شجاعت شیخ ، آنچنان آنها را کور و کر کرده که بدون توجه به مبانی اخلاقی ، شرعی وقانونی ، مجتمع مسکونی که تنها بخشی از آن متعلق به اقای کروبی و همسرش می باشد را تصرف و امکان استفاده سایر مالکان از ملک شخصی خودرا ازبین برده اند

پنج - کسانی که خود را مأمور حکومت اسلامی می نامند قفل درب ورودی واحد مسکونی اقای کروبی وتمامی قفل های داخل منزل را تعویض کرده اند . آنها در ساعات مختلف از شبانه روز ، به صورت ناگهانی و تنها با زدن ضربه ای کوتاه به درب ، وارد منزل می شوند و به این طریق ،آرامش شخصی در هنگام استراحت شبانه را نیز به صورت مستمر ومکرر از این دو زندانی سالخورده سلب می کنند. این مسلمان نمایان تا کنون مشخص نکرده اند اینگونه ورود به منزلی که یک بانوی محجبه ومسلمان در آن استراحت می کند با کدام حکم اسلام واقعی ، تطابق دارد . البته از کسانی که برای حفظ نظام خویش هر کاری را مجاز می شمارند این اقدام غیر انسانی وغیر اسلامی ، چندان عجیب نیست . این قوم وحشی ، سابقه تجاوز به فرزندان مظلوم مردم در کهریزک را در پرونده سیاه خود دارند و عامل اصل شکنجه و قتل چهار جوان در کهریزک - سعید مرتضوی - را به مقام معاونت احمدی نژاد ارتقاء مقام داده اند وحتی حاضر نیستند گزارش مجلس فرمایشی خود در مورد این جنایت کار حرفه ای را مورد توجه قرار دهند

شش - یکی از غیر انسانی ترین اقدامات حاکمیت ، جمع آوری همه داروهای آقای کروبی و محروم کردن او از این داروها برای مدت طولانی تا بعد از بازداشت ایشان بوده است . خوشبختانه اقای کروبی در مجموع از سلامت جسمی و مزاجی برخوردار است اما ناراحتی دیسک کمر و برخی بیماری های مرتبط با سالخوردگی استفاده از برخی داروها را اجتناب ناپذیر می کند که «مأموران معذور» چند روز ایشان را از این طریق تحت فشار قرار داده اند

هفت - حاکمیت ایران در سال های گذشته نشان داده که « قلم » و« کاغذ » را یکی از بزرگ ترین تهدید ها برای خود می شمارد . آنها در« زندان کروبی» هم همین وحشت را به نمایش گذاشته اند به طوری که از نخستین روز بازداشت تاکنون حتی یک برگ کاغذ ، یک قلم ، یک کتاب یا روزنامه در اختیار کروبی و همسرش نگذاشته اند ودر حال حاضر سیاهچال منزل ایشان را از تمام کتابها ، روزنامه ها ودست نوشته هایی که در تمام سالهای گذشته ، مونس اقا وخانم کروبی بوده ، خالی کرده اند .اکنون حتی یک برگ کاغذ ویا وسیله ای که بتوان با آن چیزی نوشت در اختیار ایشان نمی باشد . در حال حاضر مونس شبانه روزی این زوج فداکار یک جلد کلام اله مجید و یک مفاتیح الجنان است که نمی دانم قرآن تحویلی به ایشان ، قرآن رسول مکرم اسلام است یا با نظارت استصوابی اقای جنتی ، احکام مربوط به حقوق شخصی و اجتماعی انسان ها را از آن حذف و احکام مربوط به اختیارات نامحدود ولی فقیه را در آن گنجانده اند !

هشت - تا یک روز قبل از ملاقات دکتر کروبی با پدر ومادرش ، رادیو و تلویزیون نیز در اختیار آنها نبوده وبسیاری از وسایل شخصی منزل نیز توسط اوباش حکومتی ، مصادره واز منزل خارج شده است . البته در روز ملاقات ،یک تلویزیون در منزل قرار داده بودند .اما نمی دانیم ایا این تلویزیون ، پس از ملاقات هم در منزل باقی مانده یا تنها به منظور استفاده تبلیغاتی و مثلا تهیه فیلم وارائه آن به برخی مراجع خارجی یا معترضان با نفوذ داخلی ، سعی کرده اند فضای داخل منزل را کمی انسانی نشان دهند ؟ آنچه این فرضیه را تقویت می کند تهیه انواع میوه وغذا در هنگام ملاقات وفیلمبرداری از آن است . در حالی که در چهار هفته گذشته نه تنها از این دست ودل بازی ها خبری نبوده ، بلکه تا چند روز حتی داروهای اقای کروبی نیز از او دریغ شده است

نه - اما نکته بسیار مهم ، ایستادگی مثال زدنی کروبی است . او در حضور مأموران حکومتی اعلام کرده است که « اگر همین الان ازاد شوم محکم تر از قبل بر مواضع خویش خواهم ایستاد چون بیش از گذشته به حقانیت راهی که انتخاب کرده ام ایمان آورده ام . »او بر عزم خود بر تکرار وادامه مصاحبه ها و بیانیه های قبلی تأکید نموده است


جمعه ۲۷ اسفند ۱۳۸۹ ه‍.ش.

اوج وقاحت یک فراموش شده عزرائیل


احمد جنتی ، خیلی قابل ترحم است . معمولاً حرف هایی را که عاقل تر های حکومت حاضر به بیان آن

نیستند به این بیچاره می سپارند . یک روز او را مأمور می کنندکه پیام احمدی نژاد به جرج بوش را

تا حد کلام آسمانی بالا ببرد و خواستار درج آن در کتاب های درسی شود وروز دیگر برای بررسی

حساسیت جامعه نسبت به خشونت های حکومتی ، او را مأمور می کنندتا از قوه قضائیه انتقاد کند

که « دستتان در دنکند که چهار نفر از دستگیر شدگان عاشور را اعدام کردید اما چرا کم اعدام می کنید؟!!!» و

روز دیگر از او می خواهند که در تریبون نماز جمعه عربده بکشد که « چرا کروبی و موسوی هنوز می توانند

به تلفن یا اینترنت دسترسی داشته باشند؟» اما آخرین اظهار نظر او در خطبه نماز جمعه تهران

که احتمالاً ناشی از هنر نمایی خود اوهم هست ، خیلی عجیب به نظر می رسد . او که در اجرای مأموریت

وبرای مخفی نگه داشتن روابط صمیمی قذافی با آقای خامنه ای و احمدی نژاد . مأموریت

یافته بود چند فحش به دیکتاتور لیبی بدهد او را « موجی » و « دیوانه » نامید.ظاهراً این « پیر چسبیده

به قدرت» فراموش کرده که بسیاری از جوانان ان کشور در جبهه های جنگ ایران وعراق

تحت تأثیر امواج انفجار قرار گرفته اند و اکنون از عوارض « موجی شدن » رنج می برند و گویی

این عضو وقیح حاکمیت فراموش کرده که این عزیزان ،قربانی ادامه جنگی شده اند که همین

جنگ طلب از خو راضی ، بارها آن را « رحمت وبرکت » برای کشور نامیده است . اظهارات وقیحانه

که دیروز بر زبان این « فراموش شده عزرائیل » جاری گشته است را از نسخه چاپی خبر

در خبر گزاری فارس که آن را دراینجا آورده ام بخوانید . البته لینک آن را هم می گذارم اما چون

احتمال می دهم آن را حذف کنند کپی خبر را هم در زیر قرار داده ام

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912270208


سئوال و جواب تفصيلي - سياسي

شماره : 8912270208

89/12/27 - 13:41

آيت‌الله جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران:

دست آمريكايي‌ها در جنايت عليه مردم بحرين آشكار است

خبرگزاري فارس: امام جمعه موقت تهران با اشاره به كشتار مردم بحرين گفت: دست آمريكايي‌ها در جنايت عليه مردم بحرين آشكار است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، آيت‌الله احمد جنتي امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نماز جمعه تهران اظهار داشت: توصيه مي‌كنم كه اگر مردم مي‌خواهند عيد نوروز، مبارك باشد بايد خود سعي كنند كه اين عيد را نامبارك نكنند؛ به طور مثال اگر راننده‌اي بي‌احتياطي كرده و عيد را براي خود نامبارك كرد، تقصير خودش است.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به اقدامات و فعاليت‌هاي مهم در سال 89 اشاره كرد و گفت: اجلاسيه مجلس خبرگان رهبري در سال جاري، بهترين اجلاس‌ها در طول ساليان گذشته بود؛ در اجلاس امسال آرامش از ابتدا تا انتها برقرار بوده و هيئت رئيسه مجلس هم تجديد شدند در عين حال رئيس مجلس خبرگان نيز با كمال صفا و صميميت تغيير يافته و آيت‌الله مهدوي كني كه افتخار ما نيز هستند رئيس اين مجلس شد.

آيت‌الله جنتي همچنين خاطرنشان كرد:‌ برنامه پنجم توسعه نيز با ارشادهاي رهبر معظم انقلاب و همت دولت و مجلس به سرانجام رسيده و تصويب شد كه در سال 90 نيز اجرايي خواهد شد.

وي با اشاره به بازديد 5 ساعته رهبر معظم انقلاب از نمايشگاه فناوري‌هاي راهبردي خاطرنشان كرد: اين بازديد بسيار پرمعنا بود و نشان داد كه ايشان به دهه پيشرفت و عدالت پايبند هستند، البته پايه‌هاي پيشرفت از زمان امام راحل گذاشته شده و ما امروز شاهد ثمرات آن هستيم.

امام جمعه موقت تهران اضافه كرد: هدفمندشدن يارانه‌ها يك اقدام شبه اعجاز بود و ما بايد همه اين كارها را كار خدا بدانيم چرا كه ريز و درشت اقدامات با خداوند است، تحول به وجود آمده آثار و بركات زيادي داشته و خواهد داشت.

آيت‌الله جنتي در ادامه با اشاره به كشتار مردم بحرين تأكيد كرد: امروز قدرت‌هاي حاكم بر برخي كشورهاي اسلامي به مردم آزادي‌خواه و استكبارستيز بحرين وحشيانه حمله كرده‌اند اما روح حركت‌ ملت‌ها اسلام‌خواهي و عدالت است و به اميد خداوند اين حركت‌ها از مرزهاي آمريكا هم عبور خواهد كرد.

وي با بيان اينكه امروز آمريكا چه بخواهد و چه نخواهد رو به سقوط است اما به روي خود نمي‌آورد، به كشتار مردم ليبي توسط ديكتاتور اين كشور اشاره كرد و گفت: در ليبي واقعا يك ديوانه حاكم است، بنده هميشه فكر مي‌كردم كه مردم اين كشور چطور يك موجي و ديوانه را مي‌توانند تحمل كنند، البته خدا را شكر كاسه صبر آنها امروز لبريز شده و قيام كرده‌اند.